baran

نه خورشید و نه ماه !! روزگار من باگردش " نگاه " تو می چرخد

baran

نه خورشید و نه ماه !! روزگار من باگردش " نگاه " تو می چرخد

بسمــ رب العشق ...

ماییمـــــــ و نوای بی نوایی
بسمــــ اله اگر حریف مایی

هیچ چیز وهیچ کس نمی تواند تورا نگران کند ؛
اگر او را که مراقب توست " بـــــــــــــاور" کنی!

پیام های کوتاه
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

شهرتِ جهانی

يكشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۱، ۰۳:۴۳ ب.ظ


بخند جانکمـــــــــــ

لبخند تورا چند صباحی ست ندیدم !!! یکبار دگر خانه ات آباد بگو "سیب "




پی نوشت : گاهی باید در برابر بعضی چیزا فقط و فقط سکوت کنی !!!



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۱/۰۶/۱۲
یکی بود و آن یکی هم بود ...

نظرات  (۸۵)

سلام باران عزیز ابجی گلم...                                                                                     وبت فوق العاده بودم واقعا لذت بردم عزیزم ... ایشا...همیشه موفق باشی                               خوشحال میشم ب وبم سر بزنی و بهم نظر بدی                                                       منتظر نگاه مهربونت ...نفس
سلام،اینم بخاطر تو...
سیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییب..............
خوبه؟
سلام

شعر بالای عکس خیلی زیباست

در برابر عکس هم بهتره سکوت کنم

یاعلی مدد
سلام .
چند تا از مطالبتون را خوندم و دیدم .
خوب بود .
مخصوصا همین مطلب . شعر خیلی زیبایی نوشتید .

یا حق
۱۵ شهریور ۹۱ ، ۲۲:۵۲ اسماعیل ( ساحل )
سلام.

عالیه

تشکر از دعوت شما
سلام....باران خانوم....ممنون که بهم سر زدی و دعوتم کردی....آره دیگه واقعا خسته شدم...تمام دلخوشی ها ماله دیگرونه و غم ها مال ما....ولی زیاد نباید نا شکری کنیم....بالاخره ما هم خدایی داریم.....کاش حوا زود تر این سیب را هم بچینه تا خلاص بشیم....یاعلی
سلام مرسی خبرم کردی خدا هممونو به حکمت کاراش اشنا کنه
سلام....باران خانوم....ممنون که بهم سر زدی و دعوتم کردی....آره دیگه واقعا خسته شدم...تمام دلخوشی ها ماله دیگرونه و غم ها مال ما....ولی زیاد نباید نا شکری کنیم....بالاخره ما هم خدایی داریم.....کاش حوا زود تر این سیب را هم بچینه تا خلاص بشیم....یاعلی
من آپـــــــــــــــــــــم
خوشحال میشم بهم سر بزنی

.......................................♥
.......................................♥
.....................................♥
...................................♥
.................................♥
..............................♥
............................♥
.........................♥
......................♥
..................♥
.............♥
.........♥
......♥
....♥
......♥......................♥...♥
..........♥.............♥............♥
..............♥.....♥...................♥
..................♥.....سکوت عشق....♥
................♥......♥..............♥
..............♥.............♥....♥
.............♥
...........♥
..........♥
.........♥
.........♥
..........♥
..............♥
...................♥
..........................♥
...............................♥
.................................♥
.................................♥
..............................♥
.........................♥
..................♥
.............♥
.....♥
..
۱۵ شهریور ۹۱ ، ۱۵:۳۵ امیرحسین& آرسین
سیر شدیم بس که سرد و گرم روزگار را چشیدیم...

درود
سپاس بابت دعوت ،دوست من

زیباست
تابعد
درد را در عکس میبینید یا نه...



سلام
از اینکه منو دعوت کردی سپاسگزارم
۱۵ شهریور ۹۱ ، ۱۲:۱۲ شازده کوچولو
آنکه می خواهد روزی پریدن آموزد، نخست می باید ایستادن، راه رفتن، دویدن و بالا رفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمی کنند.

ممنون از حضورت . . . باز هم بهم سر بزن . . .
سلام دوست عزیز

ممنون که وب ما رو مفتخر کردید.

عکس تکان دهنده ای بود...

با « پاسخ به پرسش های پست قبلی » بروزم و منتظر دیدگاه های خردمندانه شما

موفق باشید.
سلام عزیزم.ممنون که خبرم کردی.
امیدوارم که هرچه زودتر مشکلات مردم عزیزمون در آذربایجان حل بشه.
موفق باشی.یاحق
سلام بارانه عزیز
آپم، منتظره کمکت هستم، با نظرت اگه میتونی کمک کن..
منتظرتم.
بخدامیسپارمت
وبلاگ خوبی داری..

ممنون که به ساعت شنی من سر زدی
و گاه سکوت خود مبین بسیاری از حرفهاست...
سلام
سپاس از دعوتتون...


انقدر فریادها را سکوت کردم که اگر به چشمانم بنگرید کر می شوید...
از من بپرسی میگم سکوت هم اینجا سخته، باید گریه کرد!
انشالله بلا از این مملکت اسلامی برداشته شود.
خدا بیامرزد رفتگان این زلزله را
عالــــــــــــــــــــــــــــــــــی بود
گاهی ...
چو در رویت بخندد گل

مشو در دامش ای بلبل

که بر گل اعتمادی نیست گر حسن جهان دارد....
سلام ان شا ا... لبخند روی لبهای تمامشون بیاد
به امید لبخند امام عصرمون
یا مهدی
واقعاَ همینطوره!
۱۴ شهریور ۹۱ ، ۱۳:۰۳ راهی به سوی نور
سلام چه حال خوبی داشت وبلاگت...
مثل حالی که وقتی بارون میاد دارم...
سلام
آپ جالبی بود
گاهی واقعا سکوت راهگشاست...
.
.
.
مرسی از حضورت بازم سر بزن
فقط گوشه چشمی ازنگاه خدا ،

براى خوشبختی انسانها کافیست ،

به نگاهش میسپارمت . . .❤
سلام
ممنون که آمدی و سپاس بابت دعوت
سکوت ...!!! خیلی درد آوره ...
خیلی زیبا بود.
ممنون که خبرم کردی.
باهات موافقم بابت اینکه :

" گاهی باید در برابر بعضی چیزا فقط و فقط سکوت کنیم.. "
چـه اشـتـبـاه بـزرگـی سـت ؛

تـلـخ کـردن زنـدگـیـمـان ،
بـرای کـسـی کـه در دوری مـا !
شـیـریـن تـریـن لـحـظـات زنـدگـیـش را سـپـری مـی کـنـد ...!!
آپم
شاید واسه آخرین بار.....
این عکس تو دنیا معروف شده...واقعا که خدا به همشون صبر بده
سکوتی میکنم به اندازهی همه ی آذربایجان داغدارمان...
عکسه..... خیلی جای فکر داره... لبخند تلخ مینشونه رو لب...

مرسی از حضورت
۱۳ شهریور ۹۱ ، ۱۹:۰۸ افسرجنگ نرم آقا
سلام.باسپاس از حضور شما.درصورت تمایل جهت بصیرت افزایی نسل جوان لینک ما را در وب خود قرار دهید
یاعلی
التماس دعا
از اینکه به وبلاگم سر زدی ممنون.تبادل لینک میکنی؟
۱۳ شهریور ۹۱ ، ۱۷:۱۴ مدیر وبلاگ کانون بصیرت واحد خواهران
سلام بزرگوار!
ممنونم از حضور گرم و سبزتان
سلام دختره مهربون
مرسی از لطفت
خوشحال شدم بم سرزدی.
منم لینکت کردم عزیزم. موفق باشی
بخدامیسپارمت
بعضی تلخی ها بدجور به دل آدم می نشینند
۱۳ شهریور ۹۱ ، ۱۴:۴۹ 1رهگذر به اسم علیرضا
گاهی از فریاد سکوت دیگری میلرزم...
۱۳ شهریور ۹۱ ، ۱۴:۱۶ معصومیت از دست رفته
سکوت...آرامش...خدا...
سلام دوست عزیز, ممنون که به وبم سر زدین...
۱۳ شهریور ۹۱ ، ۱۲:۲۰ جاده های مشکوک
بخند .. گرچه تو با خنده هم غم انگیزی....
ماکه خوب میشیم.کمترغصه میخوریم.دعاکن برای خواهرم.دعاکن خدابهش صبربده بتونه تحمل کنه.نمیدونی وقتی میخواستیم خاکش کنیم بغلش کردوبراش لالایی خوند جمعیت زارمیزدن.دعاکن خدابچشوکه برده صبرتحمل داغشوبهش بده...ممنون
بیاعکسهاشوببین
عکسهاشوالان گذاشتم بیاببین
سپاسگزار از لطف شما

(زنده باد ایران)
بیاپیشم
گورخانه ی راز تو چون دل شود
آن مرادت زودتر حاصل شود ...

یاعلی...
سلام...
با عرض احترام لینک شدید...
سلام دوسته عزیزم
مرسی که بم سر زدی،
تقریبا همه ی وبلاگتو خوندم. خوشم اومد از شخصیتت.
بازم بم سز بزن
اگه با تبادل لینک هم موافق خبرم کن. دوس هم نداشتی ایراد نداره، فقط بیا سر بزن، باعث دلگرمیه.
راستی آپم
موفق باشی
بخدامیسپارمت
سلام
چشم لینک کردم
شما همه اگه دوست داشتید من رو با "زلال زلال" لینک کنید.
یاعلی
ابری و به خاک، آب می بخشی تو
بر خشک لبان، شراب می بخشی تو
من آمده ام عطا بگیرم... باران!
گفتند که بی حساب می بخشی تو

سلام بزرگوار!
ممنونم از حضور گرم و سبزتان
سلام بزرگوار.

فضای این جا چقدر سرشار از مهربانی است...


خوشحالم که به این جا آمدم.
این عکس را من هم مدتی پیش در چند پست قبل روی وبلاگم گذاشتم.

یا علی
سیبی نیست
خاطره شده و یادآوریش دیگه درد آور
خنده که میکنی غزل میشوند
سی و دو شعر سپید...
مرسی از دعوتت...
سلام دوست من چقدر جالب بود..
سلام
دعوتی برای نظر دهی بابت وبم
ممنونم
سلام بزرگوار ...



مثل همیشه زیبا و عالی

کوتاه اما پر ار حرف و دلنشین









به کلاغــــها بگویید:
قصه ی من
اینجا
... تمام شد،
یکی..
بود و نبود مرا با خود برد... !
--------------------------------------
بعضی وقتها بیشترین حرف ها رو سکوت میزند...
سلام
موفق باشید

گناه کمتر کن تا مرگ بر تو آسان شود.
پیامبر اکرم(ص)
واقعا عکس جالبیه.
تو این آوار درد و غم، یه لبخند حکم آب حیات رو داره.
یه روزی شهر این کودکـــ لرزید و ...
هم اکنون من! با دیدن لبخند این کودک...دلم لرزید...

ممنون بابت دعوتتون و وب خوبتون
و من الله توفیق/ یاعلی
دوست عزیز سلام
خیلی زیبا و تکان دهنده بود
باور کن موهای تنم از شعر بالای تصویر سیخ شد
عالی بود
سکــــــــــــــــــــــــــــــــــــوت
از بس دستهایم را بلند کرده ام وصدایش کرده ام … دستهایم بوی خدا می دهند….
مرسی که دعوتم کردی وبت خیلی نایسه...
۱۲ شهریور ۹۱ ، ۱۹:۲۸ ابولفضل غنی آبادی
میدونم دل اون کودک با یه عروس خوش نمیشه . دل اون کودک به سوکت عادت نداره.خیلی سخته بی پدری وبی مادری.معنی سکوت اینه. هیچ کس خدا نکنه این سکوت رو تجربه کنه.
۱۲ شهریور ۹۱ ، ۱۹:۲۶ کاش مےشد خدا را بوسید...
من به سیبی خشنودم...
۱۲ شهریور ۹۱ ، ۱۸:۴۷ برای بهترینها(ادیب)
سلام

گاهی باید سکوت کرد

سکوتی پر از درد

سکوتی پر از حرف

سکوتی از نگفته ها


با ارزوی بهترینها.....
۱۲ شهریور ۹۱ ، ۱۸:۴۷ هستی جوووووون
دیــروز پینــوکیــو آدم شــــد

و امــروز ، آدمـهـــا پینـوکیـــو . ..

مـنـــــ از عـاقبـتـــــ مـادر بزرگــــــ می تــرســــم

اگـــر ، فــردا ، شـنـل قــرمزی ، گـرگـــــ شـــود !


ممنون از دعوتت عزیز دلم
سلام...
خوشا دوران زیبای کودکی.
یادت باشد
آفتابِ شکسته بر قوسِ غروب
همیشه رو به مشرقِ آشنایِ دوباره می‌میرد
تا بعضی غریبه‌ها بفهمند
که اهلِ‌ چراغ به التفاتِ کدام علاقه هنوز
از ستاره‌ی نیم‌سوز و امیدِ آینه می‌گویند!
دلمان چون دیارشان سخت لرزید و

قلبمان چون خانه هایشان فرو ریخت,

اشک و عشق و دعایمان نثارشان باد.
مَمنون اَز دَعوتتــــ

آپتـــ قــَشنگــ بود عَزیزَم...

کنج دلم بیکار نشین !..

برو بالا ..

رو مُــخَــمَم کار کن !!

سلام......خوبی.....شکر..
وبلاگ زیبایی داری با مطالب زیبا....تبریک میگم بهت...
خوشحال میشم به منم سر بزنی....اگه با تبادل لینک موافق بودی بهم بگو ...مرسی.
گل من، قلبت را، به خداوند سپار...

آن همه تلخی و غم، این همه شادی و ایمانت را...

گاهی از عشق گذر کن و دلت را، بسپار

به خداوندی که

خوب می داند گل من؛

سهم تو از دل چیست...!

گاه، دلتنگ شوی،

گاه، بی حوصله و سخت و غریب!

و زمانی را هم، غرق شادی و پر از خنده و عشق...

همه را، ای گل ناز، به خداوند سپار...
۱۲ شهریور ۹۱ ، ۱۶:۲۱ کلبه تنهایی
و سکوت که دریایی از ناگفته هاست سرشار از معرفت نیز می باشد
بسیار زیبا واقعه غم انگیز را یادآور ما انسانهای نسیانگر کردی
۱۲ شهریور ۹۱ ، ۱۶:۰۱ باران (دلتنگ)
سکوت
.
.
.
.
.
.
.
ودیگر هیچ !!!!
۱۲ شهریور ۹۱ ، ۱۶:۰۰ روزها بارانی
سلام


سیب
کودک با لخندش شهر ویرانه را دوباره لرزاند
جالبه
سلام وب لاگ خیلی خوبی داری به من هم سر بزن ممنون میشم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی